در جنگلهای افکارم که قدم میگذارم هر ثانیه به دنبال چشمه خنک و گوارا میگردم
شاید بتوانم حواسم را پرت کنم
پرت هم که بشود ؛ پیش پایم می افتد
روزها و و شبها دنبال افسونی میگردم تا بر خاک مرده بخوانم
آن گرد را که بر چهره هرکس بپاشی عاشق می شود
در جنگلهای افکارم که قدم میگذارم هر ثانیه به دنبال چشمه خنک و گوارا میگردم
شاید بتوانم حواسم را پرت کنم
پرت هم که بشود ؛ پیش پایم می افتد
روزها و و شبها دنبال افسونی میگردم تا بر خاک مرده بخوانم
آن گرد را که بر چهره هرکس بپاشی عاشق می شود
نامختصر اما مفید
رسم زمانه و سلک روزگار کم کم به سمتی میرود که ارتباطهای حقیقی تبدیل میشود به ارتباطهای مجازی ؛ این داستان حقیقی و مجازی صرفا مربوط به کاهش ارتباط فیزیکی نیست بلکه اساسا در کیفیت روابط هم صدق میکند.
وقتی از رسم زمانه صحبت میکنیم یعنی ارزش های حاکم بر جامعه است که روابط بین انسانها را شکل می دهد (طول و عرضشان را مشخص می کند) .
برای مثال صداقت یک ارزش همیشگی بوده سالها صداقت در مردان و زنان بزرگ شناسایی میشده و انها را محبوب قلبهای بسیاری میکرده است؛ پول و ثروت هم همیشه معیار و ملاک تصمیمات بوده و هست . چه انسانهای بسیاری که دوستان خود را همراه با ثروت خود از دست داده اند که اینهم رسم تازه ای نیست اما چرا اینچنین؟؟؟؟؟؟؟؟
دلیل عمده این است که انسان در برخورد با حوادث، اشیا(امکانات)،موجودات(ناطق و غیرناطق)ابتدا خود را در جایگاه اصلی و محور و دیگری را در متعلقات به قرار می دهد .
نا خودآگاه وقتی ادمیزاد در این شرایط باشد از زمین خوردن یک طفل خنده اش میگیرد از نابود شدن دیگری ترس برش میدارد از گناهان خود توبه می کند و......اساسا دیگران را در زاویه عبرت میداند .
حال در این بین اگر این آدمیزاد خود را محور قرار دهد فی نفسه به دنبال شباهتهای دیگری با خودش می گردد اگر متشابهاتی روئیت شد آن ابزار و آن شخص قابلیت بهره وری دارد برای مثال در رابطه ی خود محور ؛ اندیشیده می شود که من از چه نوشیدنی خوشم می آید و این علاقه مندی را در دیگری هم جویا میشوم چنانچه موجود بود نقطه ی اشتراک را در دست گرفته شروع بهره وری خواهد بود اما از آنجا که محور این پویش علقه ی من بوده است ، باز در ادامه بهره مندی من ؛ برای خویشتن خویشم ارزشمند تر است ؛ اما اگر در روابط طرف مقابل محور اصلی باشد که ما به این یک مورد علاقه داریم تا بحث کنیم چه چیز پیش می آید ؟؟؟ تقلید کورکورانه اطاعت بی چون و چرا که حتی در روابط عاشقانه هم روئیت میشود اما آن چیز که صحت روابط را دوچندان میکند آن است که یک سری ارزشهای ازلی و ابدی را محور قرار دهیم همچون ایثار ، صداقت، صبر، خوش سخنی و .....حال هر کس و هر چیز مشتمل براینها بود مایه ی فخر و مباهات و تداوم و استحکام رابطه است در غیر اینصورت در کشمکش روزگار بالاخره قوز بالای قوز پیشامد عمده روابط خواهد بود .
ادامه دارد .....
بسم الله الرحمن الرحیم
روزهایی که میگذرند روز های عجیبی هستند غریبی و دلتنگی تمامی ندارد دست خداوند تبارک و تعالی باید فضل کند تا ماهم قدری بیاساییم . دیگران را می بینم که چگونه بدون توجه به مسائل اطرافشان خیلی سهل انگارانه از کنار مواردی میگذرند که نمی توان بر انها چشم پوشید . جمهوری اسلامی ایران را مصداق عینی حکومتی عدالت و حق محور در نظر داشتیم چرا امروزه هنگامی که به اکثر بخش های ان می نگریم همان هایی را می بینیم که نباید ببینیم ناعدالتی بزرگترین مشکل ماست اگر عدالت بود ازادی هم بود اگر عدالت بود مدیر کشور به خود اجازه ی چپاول نمی داد اگر عدالت بود یک امام جمعه ی استان به خود این حق را نمی داد که حلال خدا را حرام کنده و حرام خدا را حلال کند و به بورس می نگریم قمار را میبینیم به بانک می نگریم ربا را میبینیم به دادگاه ها نگاه میکنیم ظلم را می بینیم و .......
حالا چیست راه حل این همه مشکلات ؟
بنشینیم دست روی دست بگذاریم وکاری از پیش نبریم و بگوییم از ما که کاری ساخته نیست یا سلاح بدست بگیریم و برویم بگیریم و ببندیم و نابود کنیم. هیچ کدام را ه چاره نیست تنها راه چاره ی ما و تنها التر ناتیو حال حاضر ما اصلاحات است اصلاحاتی بر مبنای حق . آن است که بر پایه ی تعالیم شریعت مبین اسلام اصلاحاتی انجام دهیم برگرفته از قران و سنت اینگونه است که می توان جامعه ای سالم داشت
نبود باران به خاطر بی حجابی نیست نبود باران به خاطر فطرت هایی است که خاموش شده اند به خاطر نفس هایی است که دم از اسلام میزنند اما ذره ای از ان را نه قبول دارند و نه اجرا می کنند . امیدوارم که ما ملت ایران به سنت املا و استدراج الهی گرفتار نشویم و روز به روز بر توفیقات ما زیر سایه ی امام عصر (عج) بیافزید .
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس خدای را که توانستم در سال 1395 نیز درخدمت شما خوانندگان گرامی باشم و ضمن عرض تبریک سال نو شمسی بر شما حلول ماه مبارک رجب را نیز تبریک میگویم .
زمانه زمانه غریبی است هر جا که مینشینیم بحث های اقتصادی سیاسی و عقیدتی به راه است و همه ی ما سرمان درد میکند برای همین حرفها چه بسیار انسانهایی که با دیدن پیرزنی رنجور در یک بستنی فروشی قلبشان به درد می اید از اینکه چرا او نمی تواند با التماسی که از دکان دار کرده تا به اندازه هزار تومان بستنی به او بدهد به مقصودش نمیرسد!!؟؟؟
چرا ؟ چون به جاب پنج سکه ی دویست تومانی تنها چهار سکه ی دویست تومانی دارد.
چه چیز در این دنیای پر از مکافات ما هست که نمیگذار پیرزنی در بک بعد از ظهر جمعه خنکای بستنی را بچشد؟دوستی دارم که با دیدن این صحنه اشک در چشمانش حلقه زد و حتی در واگویه کردن آن نیز نمی توانست جلوی سیل اشکهای خود را بگیرد. فردی دیگر نیز هست که در بلاد غریب همچنان که در اوج لذت و ثروت زندگی میکند هر روز بعد از ظهر از پدرش که گاری هات داگ فروشی دارد یک ساندویچ یک دلاری را به 125 سنت میخرد به امید اینکه یک کوارتر به پدرش کمک کرده باشد .
همه اش همین است وجوه انسانی ما ؟؟؟ وجوه معنوی به درک بگذار در کوزه آبش را بخور . مردانگی و شرافتمان کجا بود زمانی که اینها را دیدیم و حتی متاثر هم نشدیم ؟و شاید هم شدیم اما اینها کافی است ؟ ان دوستم خیلی حساس است. اما باید چه کنیم ؟؟ خاک را بر فرق چپمان بریزیم یا راستمان که داعیه ی اسلام و شیعه را داریم و به همسایه مان!؟ نه به دوستمان!؟ نه به خویشانمان هم رحم نمیکنیم. . علی یکی بود و دیگر نیست و تمثالی هم ندارد اما همه میدانیم نیمه شب کارش بردن نان بر در خانه ی مساکین بود کجایند انانی که باید علی وار زندگی کنند؟؟؟ کجایند انانی که باید پشتشان نشیمنگاه کودکان یتیم بیوه زنی باشد . کجایند ؟؟؟ کجایییم؟ خیر سرمان مسلمانیم !!!!!!!!!!!
یادم رفت اصلا حواسم نبود خیر سرمان انسانیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
امروزه تاثیر تبلیغات موجود در رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی بر اقشار گوناگون جامعه روند افزایشی دارد اما همین میزان تاثیر برای افکار و گروه های مختلف متفاوت است . سیاسیون ، هنرمندان، سینماگران و همه و همه به هر نحوی تحت تاثیر این نوع تبلیغات می باشند اساسا فعل تبلیغات امری نهی شده نیست چرا که امر به معروف نیز نوعی تبلیغات دعوتی و نهی از منکر نوعی تبلیغات تخریبی است که در اموزه های شرع مقدس اسلام نیز امده است . اما تبلیغات موجود در تمام رسانه های حال حاضر چه داخلی و چه خارجی عملکرد صادقانه ای ندارند ونداشته اند به طور خلاصه عرض کنم که برای مثال در رابطه با ازادی چه از نوع اندیشه ،بیان و عمل میتوان به این تحلیل رسید که تبلیغات همه گیر یک جانبه و تک صدا هم ازادی اندیشه را می ستاند و هم ازادی بیان را برای مثال با تبلیغات مکرر و طولانی مدت درباره یک خط فکری میتوان تمام دیگر گزینه های مورد نظر مخاطب را پاک کرد و عملا با حذف گزینه ها در ازادی انتخاب عقیده ی مخاطب دخالت کرد لذا ازادی همیشه به معنای اجازه ی انتخاب نیست بلکه ازادی یعنی در گزینه ها هم قدرت مانور داشته باشیم و همچنین درمورد ازادی بیان باید گفت که زمانی تبلیغات فراگیر و یک جانبه باشد عملا فرصت را از رقیب ربوده ایم این مطلب حتی در کشورهایی که رسانه های غیر دولتی دارند نیز صادق است هر چند در ایران صداوسیما بودجه ای دولتی دارد اما دقیقا مشی دیگری در پیش گرفته است که همان تبلیغات یک جانبه و فراگیر و تخریبی علیه دولت و یک طیف خاص میباشد .
سرافراز و پیروز باشید