حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت آری به اتفاق جهان می توان گرفت
نامختصر اما مفید
رسم زمانه و سلک روزگار کم کم به سمتی میرود که ارتباطهای حقیقی تبدیل میشود به ارتباطهای مجازی ؛ این داستان حقیقی و مجازی صرفا مربوط به کاهش ارتباط فیزیکی نیست بلکه اساسا در کیفیت روابط هم صدق میکند.
وقتی از رسم زمانه صحبت میکنیم یعنی ارزش های حاکم بر جامعه است که روابط بین انسانها را شکل می دهد (طول و عرضشان را مشخص می کند) .
برای مثال صداقت یک ارزش همیشگی بوده سالها صداقت در مردان و زنان بزرگ شناسایی میشده و انها را محبوب قلبهای بسیاری میکرده است؛ پول و ثروت هم همیشه معیار و ملاک تصمیمات بوده و هست . چه انسانهای بسیاری که دوستان خود را همراه با ثروت خود از دست داده اند که اینهم رسم تازه ای نیست اما چرا اینچنین؟؟؟؟؟؟؟؟
دلیل عمده این است که انسان در برخورد با حوادث، اشیا(امکانات)،موجودات(ناطق و غیرناطق)ابتدا خود را در جایگاه اصلی و محور و دیگری را در متعلقات به قرار می دهد .
نا خودآگاه وقتی ادمیزاد در این شرایط باشد از زمین خوردن یک طفل خنده اش میگیرد از نابود شدن دیگری ترس برش میدارد از گناهان خود توبه می کند و......اساسا دیگران را در زاویه عبرت میداند .
حال در این بین اگر این آدمیزاد خود را محور قرار دهد فی نفسه به دنبال شباهتهای دیگری با خودش می گردد اگر متشابهاتی روئیت شد آن ابزار و آن شخص قابلیت بهره وری دارد برای مثال در رابطه ی خود محور ؛ اندیشیده می شود که من از چه نوشیدنی خوشم می آید و این علاقه مندی را در دیگری هم جویا میشوم چنانچه موجود بود نقطه ی اشتراک را در دست گرفته شروع بهره وری خواهد بود اما از آنجا که محور این پویش علقه ی من بوده است ، باز در ادامه بهره مندی من ؛ برای خویشتن خویشم ارزشمند تر است ؛ اما اگر در روابط طرف مقابل محور اصلی باشد که ما به این یک مورد علاقه داریم تا بحث کنیم چه چیز پیش می آید ؟؟؟ تقلید کورکورانه اطاعت بی چون و چرا که حتی در روابط عاشقانه هم روئیت میشود اما آن چیز که صحت روابط را دوچندان میکند آن است که یک سری ارزشهای ازلی و ابدی را محور قرار دهیم همچون ایثار ، صداقت، صبر، خوش سخنی و .....حال هر کس و هر چیز مشتمل براینها بود مایه ی فخر و مباهات و تداوم و استحکام رابطه است در غیر اینصورت در کشمکش روزگار بالاخره قوز بالای قوز پیشامد عمده روابط خواهد بود .
ادامه دارد .....